دیروز یه خبر ناخوشایند شنیدم که تاثیر خیلی بدی روی زندگی ما گذاشت.
خانم همسر واسه گرفتن کارت ورود به جلسه امتحانات پایان ترم به دانشگاه رفته بود که اطلاع داده بودن که همه واحدهاش به علت غیبت حذف شده که ثمر این خبر ناخوشایند گریه ای به اندازه ای چند ساعت بعد خوابی به مدت چند سال دیگه بود. یعنی عملا زندگی ما از ساعت 3 تا 10 شب تعطیل. البته خوشبختانه دیروز خونه خودمون نبودیم که اگه اینجور بود جو خیلی سنگین میشد. به هر حال با پیگیری هایی که کردیم متوجه شدیم که همه درسهاش حذف نشده و فقط یه دونه از اونها که واحدی عمومی هست در خطر حذف شدنه و اگه زودتر استادش رو پیدا کنیم این احتمال هم از بین میره.
خلاصه تصمیم گرفتیم از امروز بیشترین وقت رو توی خونه سپری کنیم تا خانم همسر به درسهای عقب افتاده برسه و منم توی بعضی مباحث که تخصص کافی دارم کمکش کنم. دعا کنید این ترم با خوبی و خوشی و پاس شدن واحدها بگذره تا یک موج و تلاطم تازه دوباره وارد زندگی ما نشه.
راستی کسی جزوه ++C داره محض رضای خدا دست ما برسونه.
دیروز رفتم و دستگاه جناب مدیر قبلی رو راست و ریس کردم و در مورد یه مقاله که داده بودم بخونه کلی صحبت کردیم کلی نصیحت کرد منو و یک سری تجربیات شخصییش رو خصوصا در حیطه کارهای اداری یادم داد که شاید 10 سال طول میکشید اونها رو درک کنم. به هر حال کلی از محضر ایشون استفاده کردم و کیفوووووووووووووووور شدم.
به هر حال از امروز قراره یه مرحله جدیدی از زندگی رو تجربه کنیم که قراره همه چی تو درس خوندن خلاصه بشه البته اگه خانم همسر بتونه تنبلیش رو کنار بذاره
مرحله جديد زندگي مباركه . يه كم كمك كه كني همه چي روبراه ميشه
By: سايه on می 28, 2008
at 8:31 ق.ظ
ايشالا همه چي به خوبي و خوشي تموم بشه
و درساشو به بهترين صورت پاس كنه
احوالات من هم بد نيست ممنون كه حالمو ميپرسي داداشي.
By: صبا on می 31, 2008
at 8:35 ق.ظ